شکستگی بدجوش خورده
فرهنگستان زبان و ادب
{malunited fracture} [ارتاپزشکی] نوعی شکستگی که در وضعیت نامناسب جوش خورده باشد
جمله سازی با شکستگی بدجوش خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به من تلاطم دریا چه می تواند کرد؟ مرا شکستگی، آب بقاست همچو حباب
💡 به تیغ کینه صف عجز ما به هم نتوان زد که همچو موج زگردن شکستگی کمک استش
💡 اگر ز اهل دلی با شکستگی خوش باش که دل شکسته چو گردد یکی هزار شود
💡 ره عشق مفتقر می طلبد تن بلاکش تو به این شکستگی طاقت این سفر نداری
💡 و گفت: خداوند جل جلاله ترا در مذلت افلاس و در ماندگی و شکستگی بیند بهتر از آنکه درپنداشت و جلوه عز و معاملت.
💡 بیمار پس از مدتی طولانی از حادثه تصادف، همچنان در ناحیه ساق پا با درد مزمن ناشی از یک شکستگی بدجوش خورده و ناصحیح دست و پنجه نرم میکرد.
💡 پزشک متخصص پس از بررسی دقیق عکسهای رادیولوژی، تشخیص داد که ناهنجاری موجود در استخوان، نتیجهی مستقیم یک شکستگی بدجوش خورده در اثر عدم رعایت استراحت است.
💡 برای اصلاح شکل استخوان و کاهش دردهای مداوم، بیمار مجبور شد تحت عمل جراحی قرار گیرد تا مشکل شکستگی بدجوش خورده و قرارگیری غلط استخوان برطرف شود.