لغت نامه دهخدا
شکارانگیز. [ش ِ اَ ] ( نف مرکب ) کسان که شکارها را از اطراف به مرکز برمانند و گرد کنند سهولت صید شاه و امیری را. ( از یادداشت مؤلف ). آهوگردان. شکارران. شکارگردان.
شکارانگیز. [ش ِ اَ ] ( نف مرکب ) کسان که شکارها را از اطراف به مرکز برمانند و گرد کنند سهولت صید شاه و امیری را. ( از یادداشت مؤلف ). آهوگردان. شکارران. شکارگردان.
آهو گردان شکار ران شکار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمهای او میتوان به بلو گاردنیا و مرد عنکبوتی: چالش اژدها، کمدین و مرد عنکبوتی شگفت انگیز اشاره نمود.