لغت نامه دهخدا
شوی غله. [ غ َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) الجذامة. ( یادداشت مؤلف ). باقیمانده از کشت دروده. ( منتهی الارب ذیل جذامة ). رجوع به جذامة شود.
شوی غله. [ غ َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) الجذامة. ( یادداشت مؤلف ). باقیمانده از کشت دروده. ( منتهی الارب ذیل جذامة ). رجوع به جذامة شود.
باقیمانده از کشت و دروده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میروی ای ذره چون مستی خراب تا تو در گشتی شوی با آفتاب
💡 اگر جان تو دارد انس با خاک در جانان فرو شوی از دل غم کش غبار انسی و جانی
💡 این روستا در دهستان شوی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۳ نفر (۳۶خانوار) بودهاست.
💡 از ۱۹۶۱ در کابارهها هم برنامه اجرا میکرد. وی در فیلمهای جدی چندان موفق ظاهر نشد. از ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۰ در برنامه تلویزیونی شوی دبی رینولدز ظاهر شد.
💡 که هویدا شوی از فرط نهانی بر من گاه از فرط نهانیت عیان میبینم
💡 او در آخرین برنامه شوی خود در اواخر برنامه یک ساعتهای که اجرا کرد به ریشه خودش و زندگی در میسیسیپی اشاره کرد و گفت: