شوریده پشت

لغت نامه دهخدا

شوریده پشت. [ دَ / دِ پ ُ ] ( ص مرکب ) سرکش و نافرمان. ( ناظم الاطباء ). شورپشت. ( از آنندراج ). رجوع به شورپشت شود.

فرهنگ فارسی

سرکش و نافرمان

جمله سازی با شوریده پشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمال ده چو رخ خویش کارهای مرا که بی جمال تو شوریده کارها دارم

💡 اینهم یکی ز جمله شوریده طالعیست کین بنده ضعیف،برنجوری اندرست

💡 به نامه ام نتوان یافت جز پریشانی قلم ز شوق تو شوریده و سخن مجنون

💡 آتشست این دل شوریده من پنداری زانک هر چند که او سوخته تر تیزترست

💡 گل قسمت گلچین شد و بر جای بود خار ای بلبل شوریده فغان سحر از تو

💡 پیراهن من چاک شد از رشک مگر باز شوریده‌سری دست به دامان تو دارد