شور باخوری

لغت نامه دهخدا

شورباخوری. [ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرفی برای نهادن شوربا و دیگر آشها بر خوان. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

ظرفی برای نهادن شوربا و دیگر آشها بر خوان.

جمله سازی با شور باخوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سه چیز آورد پادشاهی به شور کزآن هر سه شه را بود بخت شور

💡 منوچهر با این همه شور و شر همی کرد شاهی به پیرانه سر

💡 گرچه در این شور و شرم غرقه بحر شکرم گرچه اسیر سفرم تازه به بوی وطنم

💡 بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن تنگ شکر برگشا تلخ مکن کام من

💡 شور در خاطرم افکند لبِ شیرینت ظاهر آن است که شوریده تر از فرهادم

💡 ای بیخبر به درد دل ما رسیده رو شور سپند محفل حسرت شنیده رو

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز