فرهنگستان زبان و ادب
{coincidence counting} [فیزیک] روشی برای شمارش ذرات که در آن تابش های ناخواسته یا زمینه را با استفاده از فرود هم زمان ذرات بر روی دو آشکارساز، محدود یا حذف کنند
{coincidence counting} [فیزیک] روشی برای شمارش ذرات که در آن تابش های ناخواسته یا زمینه را با استفاده از فرود هم زمان ذرات بر روی دو آشکارساز، محدود یا حذف کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز این مایهها نیز بسیار گنج که آید ضمیر از شمارش به رنج
💡 دگر دید از اینگونه چندان شگفت که نتوان شمارش به سالی گرفت
💡 همانا نمانی تو هیچ از شمارش که هم بیشماری و هم بی کرانی
💡 عددنویسی هندی-عربی یک دستگاه شمارش بر پایه ۱۰ و بر اساس ارزش مکانی است که پراستفادهترین دستگاه شمارش در جهان است.
💡 است که بازگشتی نباشد. در واقع زیرمجموعههای بازگشتیِ شمارشپذیرِ
💡 ب: شمارش فوايد يك عمل به معناى تساوى رتبه آنها نيست؛ چنان كه قبلا بازگوشد.پس نمى توان از ظهور لفظى براى تساوى درجه آثار زكات استظهار كرد.