لغت نامه دهخدا
شلم صنوبر. [ ش َ ل َ ص َ ب َ ] ( اِمرکب ) راتینج. ( ریاض الادویة ). رجوع به راتینج شود.
شلم صنوبر. [ ش َ ل َ ص َ ب َ ] ( اِمرکب ) راتینج. ( ریاض الادویة ). رجوع به راتینج شود.
راتینج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در غمت اشک من ببین آی و به دیده ام نشین ز آنکه صنوبری چنین بر لب جویبار به
💡 تا سوی باغ آری گذر سرو و صنوبر را نگر عمری پی نظاره سر بر کرده از دیوارها
💡 اگر صنوبر و ماهی شگفت و طرفه است این شگفت و طرفه بود مردم از صنوبر و ماه
💡 مشک و کافور و صنوبر بید مجنون در طلب دور و نزدیک و نهانی آشکارا و یقین شد
💡 مردم روم از درختان صنوبر برای تزئین نیایشگاههای خود استفاده میکردند. بتپرستان رومی جشن ساتورنالیا (جشن خدای زحل) را در ۱۷ دسامبر برگزار میکردند.
💡 در یک اشتباه رایج عامیانه، درختان تبریزی و سپیدار را برخی در گفتار صنوبر میگویند. از نیمهٔ دوم سدهٔ چهاردهم بدین سو این اشتباه به برخی کتابها نیز راه یافتهاست.