شقه بند

لغت نامه دهخدا

شقه بند. [ ش َ ق َ / ق ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از سلاح اسب. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با شقه بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهی ز شقه قدر تو آسمان قبه بر آستانه حکم تو، اختران مامور

💡 منم آن شقه علم که گهم سرنگون کنی و گهی بر فراز کوه برآری و برزنی

💡 به گرد خیمهٔ اسلام شقه‌ای بزنی که کهربا نتواند ربود پرهٔ کاه

💡 و منظور از نزديك بودن آن، نقد و در دسترس بودن است، و منظور از اين كه سفر قاصدباشد با در نظر گرفتن اين كه كلمه قصد به معناى وسط و ميانه است اين است كه خيلىدور و طولانى نباشد، بلكه براى مسافر آسان و نزديك باشد. كلمه (شقه ) بهمعناى مسافت است، و از اين نظر آن را شقه گفته اند كه پيمودن آن مستلزم مشقت است.

💡 ز برگ لاله عیان، شقه شقه حلّه چین به جیب غنچه نهان، نافه نافه مشک تتار