لغت نامه دهخدا
شفعه گیرا. [ ش ُ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) حامی. || منتقم و انتقام گیرنده. ( ناظم الاطباء ).
شفعه گیرا. [ ش ُ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) حامی. || منتقم و انتقام گیرنده. ( ناظم الاطباء ).
حامی یا منتقم و انتقام گیرنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معنا و مفهوم ((ولايت فقيه )) بر صغير اين است كه مى تواند حقوق مالى و غير مالى او رامانند حقّ شفعه، حقّ خيار، دعواى غبن، قسم دادن و ردّ قسم در موارد دعاوى و حقّ قصاص وامثال آن را كه متعلق به صغير است به نفع اوعمل كند، بلكه در صورت مصلحت مى تواند او را بهشغل و كسبى واداشته و اجرت او را به نفعش نگه دارى نمايد.(707)
💡 مساءله 10 - حق شفعه براى شريكى هم كه شريكش در غياب او ملك خود را فروختهقابل تصور است لذا بعد از آن كه از ماجرا مطلع شد هرچند فاصله طولانى باشد مىتواند اخذ به شفعه اند، و اگر كسى را دارد كه در همه امورش و يا در خصوص اخذ بهشفعه وكيل او است همين كه آن وكيل از فروش ملك شريك باخبر شد هرچند كه موكلش آگاهنشده باشد مى تواند براى او اخذ شفعه كند.
💡 اخذ به شفعه در صورتی به مال غیرمنقول تعلق میگیرد که شراکت فقط بین ۲ نفر وجود داشته باشد و این مورد بهصراحت در ماده ۸۰۸ قانونی مدنی تصریح شدهاست بنابراین چنانچه تعداد شرکا بیشتر باشد، دیگر حق شفعهای وجود نخواهد داشت. حکم اخذ به شفعه برخلاف قاعده است و در موردتردید در وجود آن، اصل بر نبود آن است.