لغت نامه دهخدا
شره مند. [ ش َ رَه ْ م َ ] ( ص مرکب ) آزمند. حریص. شره ناک. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
شره مند. [ ش َ رَه ْ م َ ] ( ص مرکب ) آزمند. حریص. شره ناک. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
آزمند حریص شره ناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاگردی این خلق کند از پی ارشاد شرک و شره و شیطنت و شیوه شیاد
💡 روزی نمیشود که برغم شکرفروش از خنده شره را شکرستان نمیکنی
💡 خیل حرامی از شره رانده برون ز چارسو پشت به حرمت نبی در به حرم نهاده رو
💡 این نعمت جان را که به ناگاه در آمد ای سرد مزاجان ز دل و جان شرهی کو
💡 تا خوان و نان بسازی از غایت شره گویی دو چشم تو شود از هر سویی چهار
💡 (قال على بن الحسين (عليه السلام ): و اما حق ولدك فتعلم انه منك و مضاف اليك فىعاجل الدنيا بخيره و شره و انك مسئول عما و ليه...فاعمل فى امره عمل المتزين بحسن اثره عليه فىعاجل الدنيا المغدر الى فيما بيتك و بينه بحسن القيام عليه و لاخذله منه. (904) )