لغت نامه دهخدا
شراب زدگی. [ ش َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب )بیهوش شدن از نشئه شراب. ( غیاث اللغات ). می زدگی.
شراب زدگی. [ ش َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب )بیهوش شدن از نشئه شراب. ( غیاث اللغات ). می زدگی.
بیهوش شدن از نشئه شراب می زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گو جام جم مباش، سفال شراب بس لب تشنه را ز هر دو جهان یکدم آب بس
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به قهرمان دانشکده و شراب اشاره نمود.
💡 گمان مبر که زمستی دگر به هوش آیم از آن شراب که نوشیده ام زجام فراق
💡 مگر ای عقل تو بر من همه وسواس میریزی مگر ای ابر تو بر من شراب شور میباری
💡 شفق آلود شراب است مگر دستارم؟ که فتاده است به پا همچو سحر دستارم
💡 به ساکی گاهی شراب برنج هم گفته میشود که درست نیست زیرا مراحل ساخت نیهونشو بیشتر به آبجو شباهت دارد تا شراب.