لغت نامه دهخدا
شبان پروریده. [ ش َ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) پرورده چوپان. مربای چوپان. پرورش یافته از چوپان:
شبان پروریده است و از گوسفند
مزیده است شیر این شه بی گزند.فردوسی.
شبان پروریده. [ ش َ پ َرْ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) پرورده چوپان. مربای چوپان. پرورش یافته از چوپان:
شبان پروریده است و از گوسفند
مزیده است شیر این شه بی گزند.فردوسی.
پرورده چوپان مربای چوپان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اول کسی که ریخته است آب روی من اشک است کش به خون جگر پروریدهام
💡 جود را پروریده همت تو راست چونان که طفل را دایه
💡 پدر پروریده ست و گردون مرا چنین کرد تقدیر فرمانروا
💡 و آنکس که بر کنار هنر مدتی مدید در ناز پروریده کنون میکشد نیاز
💡 سرو قدت به خون جگر پروریده ام زان رو کش آب داده ام از جویبار چشم
💡 مرا برای غم دوست پروریده ستند سعادت غم رویی که از برای من است