شاه جانوران
مترادفها
پادشاه حیوانات
لغت نامه دهخدا
شاه جانوران. [ هَِ ن َ / ن ِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شیر. ( یادداشت مؤلف ). اسد. لیث. حارث. غضنفر. دلهاث. هزبر. قسوره. غانم. ضیغم. ضرغام.
فرهنگ فارسی
شیر ٠ اسد ٠ لیث ٠ حارث ٠ غضنفر ٠ دلهاث ٠ هزبر ٠ قسوره غانم ٠ ضیغم ٠ ضرغام ٠
جمله سازی با شاه جانوران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای ز جود تو جهان جنت بر جانوران آرزوی دل و ناز تن و کام جانی
💡 سطحآبزیان علاوه بر جانوران بالا گاهی جانوران دیگری را نیز شامل میشود.
💡 تو را که آدمئی فرق نیست با حیوان زخیل جانوران تو بعشق ممتازی
💡 در بیشه ای فتادم کاندر زمین او مالیده خون جانوران و بریده سر
💡 دو تا از کتابهای بعدی او به مطالعه عواطف جانوران و روانشناسی اختصاص یافت.
💡 شیر که در اکثر فرهنگهای مختلف به عنوان شاه جانوران شناخته میشود، نمادی از قدرت، شجاعت و سلطه در داستانهای حماسی است.
💡 مطالعه رفتار شاه جانوران در زیستگاههای طبیعی خود، اطلاعات بسیار ارزشمندی را در اختیار دانشمندان حوزه زیستشناسی و حیات وحش قرار میدهد.
💡 در بسیاری از افسانههای قدیمی و داستانهای کودکان، از شیر به عنوان شاه جانوران یاد میشود که با هیبت خود بر جنگل حکومت میکند.