لغت نامه دهخدا
شانه بها. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) بهای شانه. قیمت شانه. || مراد از قیمت اندک است یعنی آن مقدار مال که در قیمت خرید شانه کفایت کند. ( آنندراج ).
شانه بها. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) بهای شانه. قیمت شانه. || مراد از قیمت اندک است یعنی آن مقدار مال که در قیمت خرید شانه کفایت کند. ( آنندراج ).
بهای شانه قیمت شانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه هر كه شانه را هفت مرتبه بر سر وريشو سينه بكشد دردى نزديك او نيايد.
💡 شانه از سه استخوان تشکیل شدهاست: اسکاپولا (کتف یا تیغه شانه)، هومروس (استخوان فوقانی بازو)، و ترقوه. قسمتی از استخوان کتف از کاسه شانه تشکیل میشود.
💡 تا بچنگ آریم آنزلف پریشان چون صغیر با صبا در کشمکش گاه و گهی با شانهایم
💡 من نه چو شانه کردهام در سر طره تو سر از چه سبب نشسته است، آینه با تو رو به رو؟
💡 کس نجست از دل گم گشتهٔ ما هیچ نشان مو به مو هر چه سر زلف تو را شانه زدند