شام شکستن

لغت نامه دهخدا

شام شکستن. [ ش ِ ک َ ت َ] ( مص مرکب ) شام خوردن. ( ناظم الاطباء ):
زلفت شکست و پاره سودا گرفته ایم
شب گیر میکند همه کس شام چون شکست.خواجه آصفی ( از آنندراج ).در زلف چین فکند و مرا دل ز دست برد
چون شام بشکند سفری یار میکند.میرزا زکی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

شام خوردن

جمله سازی با شام شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگو تا بدانیم کت نام چیست؟ وز این در شکستن ترا کام چیست؟

💡 ور بگیرد مال او جز شیشه نیست شیشه را غیر از شکستن پیشه نیست

💡 دل و جان از خموشی سوخت، باید شمع محفل شد شکستن درگلو زین بیش نتوان آه سوزان را