شال افکنی

متضادها

استقرار دادن، برپا کردن، تثبیت کردن

لغت نامه دهخدا

شال افکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل شال افکن. || عملی است که کودکان همسایه در شب چهارشنبه سوری کنند و آن این است که شالی یا طنابی از باجه خانه همسایه آویزند و صاحب خانه چیزی درآن بندند و بالا فرستند کودک را. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عمل شال افکن یا عملی است که کودکان همسایه در شب چهارشنبه سوری کنند و آن این است که شالی یا طنابی از باجه خانه همسایه آویزند و صاحب خانه چیزی در آن بندند و بالا فرستند کودک را.

جمله سازی با شال افکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مانی به شکل نعل و در آن روی آتشین من عاشقم تو نعل در آتش چه افکنی

💡 در خم چوگان خویشم هر زمان خسته و سرگشته چون گوی افکنی

💡 اگر آتش است آتش این روشنی ندارد نگه چون بدوی افکنی

💡 چون همه تیری بیندازی تمام پس کمان کین به بازوی افکنی

💡 دامان تست و دست من ار افکنی سرم ممکن مدان که دست ز دامن بدارمت

💡 آندم که پرده افکنی از روی خود بود نقد روان زنده دلان رونمای تو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران