لغت نامه دهخدا
شادقولی. ( اِخ ) از طسوج ابرشتجان. ( تاریخ قم چ سید جلال الدین طهرانی ص 114 ).
شادقولی. ( اِخ ) از جمله مواضع و دیه های الرودابان. ( تاریخ قم ص 135 ).
شادقولی. ( اِخ ) از طسوج ابرشتجان. ( تاریخ قم چ سید جلال الدین طهرانی ص 114 ).
شادقولی. ( اِخ ) از جمله مواضع و دیه های الرودابان. ( تاریخ قم ص 135 ).
از جمله مواضع و دیه های الرودابان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابر قولی که در حال حاضر در میان محققان دانشگاهی رایج است، شاعر در حالت افسردگی (یک هفته پس از پایان درمان در یک بیمارستان روانی) خودکشی (با به دار آویختن خود) کردهاست.
💡 هر که خواند مر ترا همسنگ این نامردمان ناروا قولی فرا آورد افضی الله فاه
💡 که بیچوننامهاش قولی صوابست از آتش خاسته است اما چو آبست
💡 نعمت الله این سخن از ذوق می گوید مدام این چنین مستانه قولی در کتابی هست نیست
💡 به نقل برخی روایات، دلیل خودداری حسین در برابر رفتار مروان، تنها قولی بود که به برادر خویش داده بود.