سابقی

لغت نامه دهخدا

سابقی. [ ب ِ ] ( اِخ ) طایفه ای است از طوایف بلوچستان مرکزی یا ناحیه بمپور، و مرکب از 200 خانوار است. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 199 ).
سابقی. [ ب ِ ] ( اِخ ) ( رباط... ) در بیضای فارس بوده و منسوب است به سابق شوهر خواهر اتابک زنگی بن مودود ( 557 - 571 ) که در ابتدای فرمانروائی زنگی بر ضد او قیام کرد و در جنگ با او مغلوب و مقتول گردید. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 560 شود.

فرهنگ فارسی

طایفه ایست از طوایف بلوچستان مرکزی (ناحیه بمپور ) و آن مرکب از ۲٠٠ خانوار است.
در بیضای فارس بوده و منسوب است به سابق شوهر خواهر اتابک زنگی بن مودود

جمله سازی با سابقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه دوری به روش کوش که در راه خدای سابقی گردد اگر بازپسی برخیزد

💡 ز چشم مست دارد عذرخواهی گر ننوشد می همین سابقی میان می‌کشان هشیار می‌باید

💡 مُعاجِزِینَ مسابقین، یحسبون انهم یفوتوننا. و قرأ ابن کثیر و ابو عمرو: معجّزین ای مثبّطین. باین قراءت معنی آنست که: مردمان فرو میدارند از پذیرفتن سخنان ما.

💡 مولینا از زمان پایان جنگ داخلی در سال ۱۹۹۰ تا کنون، اولین «نظامی سابقی» خواهد بود که پستی در حکومت خواهد داشت. او همچنین برای نخستین بار در تاریخ گوآتمالا، یک زن (رکسانا بالد تی) را به مقام معاونت ریاست جمهوری این کشورمنصوب کرد.

💡 پرخواره‌ایم کز کرم شاه واقفیم در شرب سابقیم و به خدمت مقصریم

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز