فرهنگستان زبان و ادب
{polydispersity index, polymolecularity index} [شیمی، مهندسی بسپار] ← بس پراکندگی
{polydispersity index, polymolecularity index} [شیمی، مهندسی بسپار] ← بس پراکندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مورد یک مدل خطی با گروههای شناخته شده و بدون اشتراک، میتوان یک محدودیتِ پراکندگی تعریف کرد.
💡 منابع مطالعه امپراتوری ایران مشکلات خاصی دارند که چندان از پراکندگی آنها ناشی نمیشود، بلکه بیشتر معلول گوناگونی فوقالعادهٔ آنها به زبانها و شکلهای مختلف است.
💡 آه! که در طالعم باز پراکندگی است بخت بد آخر بگو کین چه پریشانی است
💡 آن پراکندگی ز جان شد یک اندر این نیست هیچکس را شک
💡 وز بعد پراکندگی، نوالت احوال مرا التیام داده
💡 در معادله زیر، زیرا تبدیل فوریه (به عنوان تابعی از فرکانس مکانی یا فاصله وارون) یک پتانسیل پراکندگی مؤثر در فضای مستقیم نیز میباشد: