مشکین چاه

لغت نامه دهخدا

مشکین چاه. [ م ُ / م ِ ] ( اِ مرکب ) مشکین چَه ْ. کنایه از خال خوبان است، و در جای دیگر خال را مشکین جو گفته اند... ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خال سیاه در رخ معشوق

جمله سازی با مشکین چاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلم از زلف تو مشکین رستی تافت دراز تا به بوی بر سیمین تو در چاه شود

💡 زلف مشکین تو زان عارض تابنده چو ماه به سر چاه زنخدان تو آید گه گاه

💡 دستگیرت نشود حلقهٔ مشکین رسنش تا نگون سار در آن چاه زنخدان نشوی

💡 دل من در زنخدانش نگه‌کرد از سر زلفش بدان مشکین رسن‌، مسکین‌، سوی چاه زنخدان شد

💡 کنون دل می‌تواند کرد سِیْرِ باغ رخسارش که پوشید آن خط مشکین سر چاه زنخدان را

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز