لغت نامه دهخدا
سیر دشتی. [ رِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) طبیبان اسقوردیون را گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). اسم ثوم بری است و بیونانی سقوردیون گویند. ( فهرست مخزن الادویه ).
سیر دشتی. [ رِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) طبیبان اسقوردیون را گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). اسم ثوم بری است و بیونانی سقوردیون گویند. ( فهرست مخزن الادویه ).
طبیبان اسقوردیون را گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برین چشمه آبشخور میش نیست همان غرم دشتی مرا خویش نیست
💡 پدید آمد از دور دشتی فراخ پر از باغ و میدان و ایوان و کاخ
💡 چو گلدستهست پوسیده شود زود به دشتی رو کز او رستهست هیهات
💡 گر در بهشت باشد نادان بیتعبد پس در بهشت باشد نخچیر و گور دشتی
💡 در دامن دشتی که نه راه است نه منزل عمریست که محملکش آواز درایم
💡 مأوا کشیدهایم به دشتی که تا ابد برق آب میخورد ز زبان گیاه او