لغت نامه دهخدا
سیخ کارد. ( اِ مرکب ) سیخی دودم که میان عصا و مانند آن جای دهند. مغول. زلق. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سیخ کارد. ( اِ مرکب ) سیخی دودم که میان عصا و مانند آن جای دهند. مغول. زلق. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سیخی دودم که میان عصا و مانند آن جای دهند مغول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین بیش مکن بریدن از من صنما چون کارد باستخوان رسید از غم تو
💡 این سرشک آتشین کز دیده می بارد چراغ تخم مهری در دل پروانه می کارد چراغ
💡 دانشگاه کاردان نخستین دانشگاه خصوصی افغانستان، در سال ۲۰۰۲ (میلادی) در کابل تأسیس شد.
💡 برخیز ز خاک سیه مزرع هستی جایی که نفس آینه کارد چه زمین است
💡 شه آن کاردان را که کشتی رهاند بفرمود تا کشتی آنجا رساند