لغت نامه دهخدا
سپیدمهره دمیدن. [ س َ / س ِ م ُ رَ / رِ دَ دَ ]( مص مرکب ) مجازاً، بمعنی بانگ برآوردن:
چون ز اشغال خلق درماندی
به ارحنا بلال را خواندی
که شدم سیر ز آدم و عالم
هین سیاها سپیدمهره بدم.سنایی.
سپیدمهره دمیدن. [ س َ / س ِ م ُ رَ / رِ دَ دَ ]( مص مرکب ) مجازاً، بمعنی بانگ برآوردن:
چون ز اشغال خلق درماندی
به ارحنا بلال را خواندی
که شدم سیر ز آدم و عالم
هین سیاها سپیدمهره بدم.سنایی.
مجازا بمعنی بانگ بر آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رامای سوم نخستین پادشاه تایلند بود که به ارزش ضرب سکه پی برد. او این کار را نه برای بازرگانان که به خاطر موجوداتی که درون سپیدمهرهها زندگی میکردند و پس از صید کشته میشدند انجام داد. او در ۱۸۳۵ هنگامی که از کاربرد سکههای مسی در سنگاپور آگاه شد، با بازرگانی اسکاتلندی که در انگلستان تجربه ضرب سکه داشت، ارتباط گرفت. بازرگان اسکاتلندی برای ضرب سکه دو طرح ارائه داد ولی پادشاه هر دو را رد کرد. نام کشور بر روی نخستین سکهها موانگ تای نوشته شد.