سنگ کارد

لغت نامه دهخدا

سنگ کارد.[ س َ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسم فارسی حجرالمسن است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به سنگ ساب شود. || سنگ فسان. فسان. ( ازیادداشت بخط مؤلف ). رجوع به سان و سنگ فسان شود.

فرهنگ فارسی

اسم فارسی حجر المسن است یا سنگ فسان.

جمله سازی با سنگ کارد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمینش گر گل بی خار کارد باغبان خار دامنگیر می روید ز گلزار طمع

💡 با خرد گفتم که ای فرزانه پیر کاردان کیست آن کو را توان از خسروان گفتن کریم

💡 گاستروپارزی یا تأخیر در تخلیه معده، یبوست یا اسهال، تاکی کاردی یا تپش قلب

💡 مسیح دانشوری (زاده ۱۲۷۸ نیشابور – درگذشته ۲۵ تیر ۱۳۵۶)نخستین پزشک متخصص ریه ایران بود. پدرش سیدعلی دانشوری ملقب به «حافظ الصحه مجد الحکما» و در زمان خود پزشک (طبیب)ی کاردان بوده‌است.

💡 آمد بر من کارد کشیده بر من گفتا که: درین شهر تو باشی یا من؟!

💡 بوی بهار شوق تو را رنگ معجزی‌ست کارد به رقص و زمزمه مرغ‌کباب را

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز