سلم بن زید

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سَلْم بن زیاد، مکنا به ابوحَرب، والی اموی و پسر زیاد بن ابیه می باشد.
سلم احتمالا در حدود سال ۳۷ به دنیا آمد. وی از اهالی بصره بود و به نظر می رسد هنگام حکومت پدرش بر کوفه و بصره، در آنجاها علوم قرآن، حدیث، تاریخ، لغت و ادب را نزد علمای مشهور آموخت و سپاهیگری و امور نظامی را فرا گرفت. خاندان زیاد در زمان خلافت معاویه، تسلط قاطعانه ای بر سرزمینهای شرق اسلامی داشتند. در سال ۶۱، پس از شهادت امام حسین علیه السلام، سلم در مجلس بزم و شراب یزیدبن معاویه حضور می یافت و از افراد مورد اعتماد وی بود.
حکومت سبستان و خراسان
یزید در این سال، سلم را که ۲۴ ساله بود، به ولایت خراسان و سیستان منصوب کرد. سلم از شام به بصره رفت و از آن جا با شماری از بزرگان و امرا و اشراف عرب رهسپار خراسان شد و از برادرش، عبیداللّه، خواست که دو هزار (به قولی شش هزار) سرباز برای او بفرستد. سلم برادر دیگرش، یزید، را به عنوان نایب خود به حکومت سیستان تعیین کرد و خود نخست در نیشابور اقامت گزید و با ارسال لشکری به خوارزم، آنجا را فتح کرد. خلیفةبن خیاط تاریخ این فتح را سال ۶۲ دانسته. سلم هنگام زمستان، برخلاف روش معمول مسلمانان که حملات خود را در این فصل متوقف می کردند، لشکر مزبور را با مُهَلَّب بن ابی صُفُره به سوی خوارزم فرستاد. مهلّب شهری را که شاهان محلی در آنجاگرد می آمدند تا برای مقابله با مسلمانان مشورت کنند، محاصره کرد و آن جا را در قبال مال المصالحه بسیار، بدون جنگ متصرف شد.
فتوحات
سلم به کمک قبایل عرب ساکن در خراسان موفقیتهای بسیاری به دست آورد. وی با گذر از رودخانۀ جیحون، حملات خود را بر ضد شاهزادگان سُغد در ماوراءالنهر آغاز کرد و به سوی سمرقند یورش برد. گفته شده است زن سلم، امّ محمد، نخستین بانوی عرب بود که از رود جیحون عبور کرد و در آن جا پسری به دنیا آورد که او را سُغدی نام نهادند. چون سلم به سوی بخارا رفت، خاتون (ملکۀ بخارا) از طرخون (پادشاه سغد) یاری خواست و طرخون با ۱۲۰ هزار سپاهی به سوی او روانه شد. سلم، مهلّب را به منزلۀ پیش قراول سپاه خود فرستاد. طرخون در مصاف با مسلمانان کشته شد و سپاهش شکست خورد و غنایم بسیاری نصیب مسلمانان گردید. سلم سپس به سمرقند، مرکز سغد، رفت که مردم آن جا با وی صلح کردند. وی از آن جا لشکری به خجند فرستاد که اَعْشی هَمْدان، شاعر معروف عرب، نیز با آنان بود. این لشکر منهزم شد و در پی آن، سلم به مرو رفت. سلم پس از چندی، بار دیگر از جیحون عبور کرد و با اهل سغد که مهیّای نبرد شده بودند، جنگید و امیر بندون سغدی را کشت.
نایبان سلم
...

جمله سازی با سلم بن زید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: من پرچم خود را به شير اين امت وپاسدار آن خواهم سپرد).

💡 در ميان اين چند نويسنده كه از داستان به آتش كشيدن (ابنى ) توسط اسامة و صدورفرمان آن از سوى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ياد مى كنند، تنها محمد بنعمرو واقدى براى داستان خود سند ذكر مى كند، و ديگران تنها به ذكر داستان اكتفاء مىكنند.

💡 و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از جابر روايت كرده كه گفت:رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: خدا به خاطر صلاح آدمى، امر اولاد واولاد اولاد و امر اهل خانه هاى پيرامون او را اصلاح مى كند، و مادام كه در ميان آنان استايشان را حفظ مى فرمايد

💡 بالاخره در سومين جمله پرده از اين حقيقت بر ميدارد كه انذارهاى پيامبر (صلى الله عليه وآله و سلم ) تنها در دلهاى آماده اثر ميگذارد ميفرمايد: (تو فقط كسانى را انذار ميكنى كهاز پروردگار خود در غيب و پنهانى مى ترسند و نماز را بر پا مى دارند)

💡 سليم بن قيس، جريان سقيفه را از سلمان نقل مى كند، و تا به اينجا مى رسد: وقتى كهعلى (ع ) عذر تراشى، فريب كارى و بى وفايى را ديد، به خانه اش رفت و به جمعآورى و تنظيم آيات قرآن پرداخت، و از خانه اش ‍ بيرون نيامد، تا اينكه قرآن را تا آخر،جمع و تنظيم نمود.

💡 و معناى آيه اين استكه اگر ما با عصمت خود تو را پايدارى نمى داديم نزديك مى شدىبه اينكه به سوى آنان اندكى ميل كنى، ليكن ما تو را استوار ساختيم، و در نتيجه بهآنان كمترين ميلى نكردى تا چه رسد به اينكه اجابتشان كنى، پسرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) ايشان را اجابت نكرد و ذره اىميل به ايشان هم ننمود و نه نزديك بود ميل كند.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز