لغت نامه دهخدا
سست بینایی. [ س ُ ] ( حامص مرکب ) کم بینایی. ( ناظم الاطباء ). ضعیف دید بودن.
سست بینایی. [ س ُ ] ( حامص مرکب ) کم بینایی. ( ناظم الاطباء ). ضعیف دید بودن.
کم بینایی. ضعیف دید بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او از سن سه سالگی بیناییاش را از دست داد و در «آکادمی موسیقی فرانتس لیست»، از شاگردان «ایشتوان تمان» بود.
💡 این تکنیک در طیف گستردهای از مدلهای یادگیری ماشین، از جمله در پردازش زبان طبیعی و بینایی کامپیوتر، مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 به چشم سر توان دیدن خدا را در رخ خوبان سر دیدار اگر داری طلب کن چشم بینایی
💡 از ازل تا به ابد بینش هر بینایی همه یک بینش و در پردهٔ بینایی تست
💡 تنبلها بینایی و شنوایی ضعیفی دارند و برای تغذیه بیشتر به بویایی و لامسه خود وابستهاند.
💡 در پرده بینایی من نقش دویی نیست هر داغ پلنگم به نظر دیده آهوست