سرگین خروس

لغت نامه دهخدا

سرگین خروس. [ س ِ ن ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسم فارسی خروالدیک است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

اسم فارسی خر والدیک است.

جمله سازی با سرگین خروس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قند حکمت از کجا زاغ از کجا کرم سرگین از کجا باغ از کجا

💡 چو مرد آورد پیش پیر ره‌بین نجاست بود حلوا نانش سرگین

💡 ور ز رش نور حق قسمیش داد هم‌چو رسم مصر سرگین مرغ‌زاد

💡 دین بوی عنبر است و جهان عنبر بی‌بوی خوش چه عنبر و چه سرگین

💡 بدو گفت گر نیستت گوسفند که آمد به خان تو سرگین فگند

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز