لغت نامه دهخدا
سرک انگبین. [ س ِ اَ گ َ ] ( اِ مرکب ) سکنجبین معرب آن است. ( رشیدی ). سکنجبین. سکنگبین. رجوع به همین کلمات شود.
سرک انگبین. [ س ِ اَ گ َ ] ( اِ مرکب ) سکنجبین معرب آن است. ( رشیدی ). سکنجبین. سکنگبین. رجوع به همین کلمات شود.
سکنجبین معرب آنست. سکنجبین سکنگبین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببین که تا بچه غایت رسید شوق فغانی که در خیال، دهان چو انگبین تو بوسد
💡 دل چسان برکنم من از لب یار که عاشق انگبین، مگس باشد
💡 فردا من و جناب تو و جوی انگبین وان کوثری که جفت زنم در میان او
💡 برابر لب او انگبین چگونه کنم؟ مقابل رخ او یاسمین چگونه کنم؟
💡 همچون پر مگس که بچسبد بر انگبین دامان دل به خاک ره یاربند شد
💡 من به وفا مردم و رقیب به در زد نیمه لبش انگبین و نیمه تبر زد