لغت نامه دهخدا
سروته یکی. [ س َ رُ ت َه ْ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) که سر و ته آن به یک اندازه است. که بالا و پایین آن در ستبری یکسان است.
سروته یکی. [ س َ رُ ت َه ْ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) که سر و ته آن به یک اندازه است. که بالا و پایین آن در ستبری یکسان است.
بیک اندازه بودن بالا و پائین چیزی در ستبری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیتی سروته مهر چه پنهان چه پدیدار... یک لخت ولی مختلف اطوار
💡 اسـاسـا سـخـنـان تـو سروته ندارد! و محتوا و منطق با ارزشى در آن نيست كه ما بخواهيمپـيـرامـون آن بـيـنـديـشـيـم ! و بـه هـمـيـن دليـل چـيـزى نـيـسـت كـه بـخـواهـيـم آنـرا مـلاكعمل قرار دهيم، بنابراين زياد خود را خسته مكن و به سراغ ديگران برو!
💡 O در كتاب روضه ى كافى آمده؛ خواب ديدن سه نوع است: گاهى بشارت الهى،گاهى ايجاد وحشت از شيطان و گاهى خواب هاى بى سروته وپريشان.(50)