لغت نامه دهخدا
سرخ شته. [ س ُ ش َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) آفتی است برگ درخت گردو را. ( یادداشت مؤلف ).
سرخ شته. [ س ُ ش َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) آفتی است برگ درخت گردو را. ( یادداشت مؤلف ).
آفتی است برگ درخت گردو را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اى اميرمؤ منان، سرخ پوست ها بين ما و تو فاصله انداختند.(121)
💡 ز عکس مهر رخت سرخروییم این بس که آب چشم مرا سرخ چون شفق کرده
💡 ز خون دل همه اشک چو سیم میریزم که گشت از گل سرخ اشک همچو سیم جدا
💡 رمحت از بس شکفد روز غزالاله ز خون ساحت رزم ز سرخی بمثال دمن است
💡 به تلخرو مکن اظهار تنگدستی خویش که از تپانچه بحرست روی مرجان سرخ
💡 کبود و سرخ برآید چو برگ گل از لطف دلت به بر حجرالا سودست در مرمر