سر بسماع شدن

لغت نامه دهخدا

سر بسماع شدن. [ س َ ب ِ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بوجد آمدن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بوجد آمدن

جمله سازی با سر بسماع شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مغزمان روزه پیوسته تبه کرد و بسوخت ما و این عید گرامی بسماع و می ناب

💡 صوفی آسا بسماع آئی چون اشتر مست خم صفت کف بلب آری و بسی جوش کنی

💡 تا شوم مست از آن باده و سرخوش بسماع بجهان دست برافشانم و پائی بزنم

💡 قوال چه خوش گفت که: جز دوست کسی نیست قاسم بسماع آمد از گفته قوال

💡 بساط مجلس دهر آنچنان نشاط آمود که دست را بسماع آستین دهد تعلیم

💡 چون یار برقص آید من مطربی آغازم ور من بسماع ایم یارست نوا سازم

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز