سر اب یاس

لغت نامه دهخدا

( سرآب یاس ) سرآب یاس. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کرگاه بخش ویسیان شهرستان خرم آباد واقع در 5 هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه خرم آباد به اندیمشک و 5 هزارگزی جنوب خاوری ماسور. هوای آنجا از سرآب یاس تأمین میشود. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه میربهاروند هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

( سر آب یاس ) دهی است از دهستان کرگاه بخش ویسان شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با سر اب یاس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی‌تکلف از غبار یاس دلها نگذری تشنهٔ خون می‌شد هرذره چون مینا شکست

💡 سونش الماس و ریش سینه در ناز و نیاز نشتر یاس و دل افگار در بوس و کنار

💡 گر چرخ بی مثال تو دارد امید حکم در چاه یاس دلوِ امیدش گسسته باد

💡 بیدل ازگرد هوس در قفس یاس مباش زنگ آیینه‌ات افسون تمنای دل است

💡 برنده دیپلم افتخار جشنواره یاس برای فیلم تلویزیونی یک نفر تا مرگ

💡 از ودیعت سپریهای فلک یاس مسنج به تو این سفله چه داده‌ست‌ که پس می‌گیرد

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز