لغت نامه دهخدا
ستی زرین. [ س ِت ْ تی ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام آهنگی است:
یکی چون معبد مطرب، دوم چون زلزل رازی
سیم چون ستی زرین، چهارم چون علی مکی.
منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 133 ). رجوع به آهنگ شود.
ستی زرین. [ س ِت ْ تی ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام آهنگی است:
یکی چون معبد مطرب، دوم چون زلزل رازی
سیم چون ستی زرین، چهارم چون علی مکی.
منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 133 ). رجوع به آهنگ شود.
نام آهنگی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی تخت زرین بران تیغ کوه ز انبوه یکسو و دور از گروه
💡 بفرمود تا تخت زرین نهند به میدان پرخاش ژوپین نهند
💡 شراب رحمت حق تا بخلق پیماید گرفته است بکف از هلال، زرین جام
💡 چو بازی برآورد چرخ روان به زرین و سیمین دو گوی دوان
💡 بران ترگ زرین و زرین سپر غمی شد سر از چاک چاک تبر
💡 همه غرقه در جوشن و سیم و زر سپرهای زرین و زرین کمر