سبک مزاج

لغت نامه دهخدا

سبک مزاج. [ س َ ب ُ م ِ ] ( ص مرکب ) کسی که بر یک رأی و بر یک جای قرار نگیرد و ثبات نداشته باشد ومتلون المزاج. ( آنندراج ). متردد و بی ثبات و بیقرار. || سست و ضعیف و ناتوان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کسیکه بر یک رای و بر یک جای قرار نگیرد و ثبات نداشته باشد و متلون المزاج متردد و بی ثبات و بیقرار

جمله سازی با سبک مزاج

💡 مردى در خدمت امام هشتم (ع ) از رطوبت مزاج و علاج آنسئوال نمود آن حضرت باو دستور داد كه آويشن را بكوبد و ناشتا به دهان خود بريزد.

💡 گو مزاج آب و آتش را یکی داند چه عیب آن که گوید اشک عرفی با در مکنون یکی است

💡 آرزوها در مزاج ما نفس دزدید و سوخت خویش را چون قطرهٔ بی‌موج گوهر کرده‌ایم

💡 پس روزى در حالى كه حضرت زين العابدين عليه السّلام به همراه دو نفر از دوستانخود از محلّى عبور مى نمود، آن شخص شوخ مزاج آمد و عباى حضرت را از روى شانه هايشكشيد و فرار كرد.

💡 از شمال رودخانه مهران، از جنوب کوه خآب، از مغرب مزاجان و سد بز، وازسمت مشرق به بشکرو محدود می‌گردد.

💡 مزاج شمع دارم نیستم بی گریه و سوزی حیات من دلی پر آتش است و دیده پر نم

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
کارتل یعنی چه؟
کارتل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز