لغت نامه دهخدا
سبع گردون. [ س َ ع ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از هفت آسمان است:
ما که جزئی ز سبعگردونیم
با تو بیرون ز هفت بیرونیم.نظامی ( هفت پیکر ص 3 ).
سبع گردون. [ س َ ع ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از هفت آسمان است:
ما که جزئی ز سبعگردونیم
با تو بیرون ز هفت بیرونیم.نظامی ( هفت پیکر ص 3 ).
کنایه از هفت آسمان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مجله همچنین بنیانگذار جایزهای ادبی بود که قلم طلایی گردون نام داشت.
💡 خورشيد وجود امام هشتم فروغ بخش ان آفتاب عالمتاب است كه در سپهر گردون مى گردد.
💡 افغان من به بوسی در لب شکن که گردون با فتنه سر در آرد گر من فغان برآرم
💡 بسته عهد اتفاق اندر پی تاراج دلها غمزه جانان ز سوئی گردش گردون ز یکسو
💡 تا تو باز آمدی از شادی چون سرو شدم برکشم هزمان از شوق تو بر گردون یال