فرنوخ تصویر معنی فرنوخ لغت نامه دهخدا فرنوخ. [ ف َ ] ( اِخ ) یکی از سرداران ایرانی معاصر خشیارشا. ( از ایران باستان تألیف پیرنیا ج 1 ص 739 و 740 ). کلمات مرتبط فرنل فونیان فسمتیخ منچوریا فرناکس کردوخ خشرشاای شیا