سبز اخور

لغت نامه دهخدا

( سبز آخور ) سبز آخور. [ س َ خُرْ ] ( اِ مرکب ) آنجا که آب و گیاه بسیار باشد. کنایه از جایگاه نعمت فراخ و روزی گشاده. ( گنجینه گنجوی ):
که او را شه چینیان داده بود
ز سبز آخور چینیان زاده بود.نظامی.|| آنجا که مردم بیشتر تمتع برند. ( مؤلف ). || کنایه از آسمان. ( آنندراج ). رجوع به سبز آخر شود.، ( سبزآخور ) سبزآخور. [ س َ خُرْ ] ( ص مرکب ) مراد اسبانی اند که بطریق دعا و ثنا آنها را بسبزآخوران یاد کرده و میتوان گفت که اسبانی باشند که آنها را بر خوید بندند یا برای خوید دادن معین کنند. ( آنندراج ):
طویله زدند آخور انگیختند
بسبزآخوران بر علف ریختند.نظامی.

فرهنگ عمید

( سبزآخور ) ۱. آخوری که در آن علف سبز برای چهارپایان ریخته باشند.
۲. جایی که آب و علف بسیار باشد.
۳. [مجاز] آسمان.

فرهنگ فارسی

( سبز آخور ) مراد اسبانی اند که بطریق دعا و ثنا آنها را بسبز آخوران یاد کرده

جمله سازی با سبز اخور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چنگ نغمه سرایان ز فیض آب و هوا چو بال طوطی گردیده سبز موسیقار

💡 زبسکه بر سر هم ریختیم و سبز نشد بزیر خاکم تخم امید خرمن شد

💡 هرگز از مزرع سبز فلک و چشمه ی مهر تخم غفلت بجز اندوه نیارد حاصل

💡 اقطاع طرب در نظر ساغر ماست سر سبزی عیش در سر ساغر ماست

💡 غلام زلف تو سنبل‌، اسیر روی تو گل بنفشه بنده خط سبز مشکبوی تو را

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز