لغت نامه دهخدا
ساچمه خوردن. [ م َ / م ِ خوَرْ / خُر دَ ] ( مص مرکب ) خوردن ساچمه بکسی. مورد اصابت ساچمه قرار گرفتن. ساچمه زده شدن.
ساچمه خوردن. [ م َ / م ِ خوَرْ / خُر دَ ] ( مص مرکب ) خوردن ساچمه بکسی. مورد اصابت ساچمه قرار گرفتن. ساچمه زده شدن.
( مصدر ) مورد اصابت ساچمه قرار گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهگفتهٔ احمد وحیدی، کشته و زخمی شدن اکثر افراد بهدلیل اصابت ساچمهها و ترکشهای انفجار بود و برخی دچار موجگرفتگی شدند.
💡 آرش یک تفنگ شکاری تک لول ساچمهزنی کمرشکن جهت شکار پرندگان می باشد. قنداق و بچه قنداق تفنگ از جنس چوب گردو است.
💡 در گزارش نیروی انتظامی، سه تن از کشته شدگان بر اثر اصابت گلوله، گلوله ساچمهای و گلوله ساچمهای شکاری و یک تن در اثر ضربات چاقو جان خود را از دست دادهاند.
💡 بنلی ام۴ سوپر ۹۰ یک تفنگ ساچمهزنی نیمهخودکار ایتالیایی ساخته شده توسط بنلی آرمی اسپیای است.