سانحۀ دریایی

فرهنگستان زبان و ادب

{marine casualty, marine accident} [حمل ونقل دریایی] پیشامدی که در آن به افراد یا شناور یا محمولۀ آن یا محیط زیست آسیب کلی یا جزئی برسد

جمله سازی با سانحۀ دریایی

💡 درر ز شوق برآرند ماهیان به نثار اگر سفینه حافظ رسد به دریایی

💡 مرا دلیست که چون قطره لجّه‌آشامست چه نقص کشتی گرداب را که دریایی‌ست

💡 وقت بخشش جانا، کانی و دریایی وقت گفتن مانا، که شکر می‌خایی

💡 دلی خون کردم و در آب دیدم نقش امکان را گداز قطرهٔ من عالمی را کرد دریایی

💡 می‌رود دل به ره دیده و تا چون باشد سفر دیده، مبارک سفر دریایی است

💡 ز موج گریه غم آستینم گشت دریایی شد از چاک گریبان سینه ام دامان صحرایی