سالی نویا
لغت نامه دهخدا
سالی نویا. [ ن ُ وِ ] ( اِخ ) نام طایفه ای از تاتار که در شمال آمودریا سکنی داشته اند. رجوع به ذیل تاریخ رشیدی حافظ ابرو ص 64 شود.
فرهنگ فارسی
نام طایفه از تاتار که در شمال آمو دریا سکنی داشته اند
جمله سازی با سالی نویا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعضی خانوارها در سالیان اخیر (۱۳۸۵ به بعد) به روستای تازه تأسیس گلدشت مهاجرت کردهاند.
💡 عزیز من شکر خواب صبوحی کرده کی داند که بر بیدار غم پاسی شب از سالی فزون آید
💡 سالی که هان، ژائو و وی بهطور رسمی توسط ایالت ژو به رسمیت شناخته شدند.
💡 جز آن گلی که به نوروز چیدم از رخ دوست گذشت سالی و دستم گل مراد نچید
💡 قدمی به دیدن ما ننهد مگر به سالی به مبارکی چو آید نبود دمی درنگش
💡 سالی راید در سال ۲۰۰۸ از انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا حمایت کرد.