بلوری

لغت نامه دهخدا

بلوری. [ ب ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به بلور. بلورین. رجوع به بلور شود. || به رنگ بلور. || سخت سپید. سخت پاکیزه و بی آمیغ: یخ بلوری. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ عمید

۱. مانند بلور.
۲. تهیه شده از بلور: ظرف بلوری.
۳. [مجاز] درخشان: ساق بلوری.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به بلور ساخته شد. از بلور بلورین.

جمله سازی با بلوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ، از نظر ژیزمان بلوری - آگرگات دانه‌ای تقریباًََ کمیاب است و بیشتر در آلمان، سوئیس، اتریش، چک اسلواکی، انگلستان، ایرلند، روسیه، آمریکا، نامبیا، هند و استرالیا یافت می‌شود.

💡 ، از نظر ژیزمان بلوری - آگرگات توده‌ای - دانه‌ای - خشن کمیاب است و بیشتر در آلمان شرقی و غربی، چک اسلواکی، اطریش، نروژ، مراکش یافت می‌شود.

💡 سوم - نسطوریان: که گفته اند عالم لاهوت بر علم ناسوت چنان که آفتاب بر بلوری تابد، تافته است و قتل و صلب مسیح بر جزء ناسوتی او واقع شده نه جزء لاهوتیش. و مرادشان از ناسوت جسد است و از لاهوت روح.

💡 کهرباروی و عقیقین اشک از آنی کز هوس با بلورین دست و سیمین ساق و زرین ساغری

💡 ای ز سیمینه فکنده در بلورینه مدام هم بساعد چون بلوری هم بتن چون سیم خام

💡 ۴- برای برخی از کاربران زمانی که اپلیکیشن دوربین باز می‌شود، صفحه نمایش به حالت بلوری یا چشمک زن در می‌آید که این مشکل رفع شده‌است.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز