لغت نامه دهخدا
قمپز. [ ق ُ پ ُ ] ( اِ ) در تداول، دعوای بی دلیل. فخر و مباهات بی مورد. بالیدن نابجا.
- قمپز درکردن؛ دعاوی دروغین کردن.
قمپز. [ ق ُ پ ُ ] ( اِ ) در تداول، دعوای بی دلیل. فخر و مباهات بی مورد. بالیدن نابجا.
- قمپز درکردن؛ دعاوی دروغین کردن.
(قُ پُ ) (اِ. ) غُنپز، غُمپز، لاف و گزاف، ادعا، فخر.
لاف و گزاف.
* قمپز درکردن: [عامیانه] لاف زدن و خودستایی کردن.
یا قمپز در کردن. تکبر کردن افاده فروختن.
غُنپز، غُمپز؛ لاف و گزاف، ادعا، فخر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستانهای عزیز نسین گاه به صورت جدا و بیرون از مجموعههای خود و گاه در قالب اصلی کتابها به بیش از ۳۰ زبان گوناگون از جمله فارسی ترجمه شدهاند. بسیاری از داستانهای کوتاه او را ثمین باغچهبان، احمد شاملو، رضا همراه و صمد بهرنگی به فارسی ترجمه کردهاند. برخی از آثار عزیز نسین همچون زوبوک توسط مترجمان و انتشاراتهای مختلفی تحت عناوین متفاوت بازترجمه شده است. از ترجمههای اثر زوبوک میتوان به چاخان ترجمهی رضا همراه توسط انتشارات فروغی در قبل از انقلاب، زوبوک ترجمه ی خسرو مهرزاد توسط انتشارات دبیر (سال ۱۳۹۵) و قمپز ترجمهی فاضل سوری توسط انتشارات علمی و فرهنگی اشاره کرد.