لغت نامه دهخدا
ساقیان لهجه. [ ن ِ ل َ ج َ / ج ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مطربان و مغنیان و آوازه خوانان. ( ناظم الاطباء ).
ساقیان لهجه. [ ن ِ ل َ ج َ / ج ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مطربان و مغنیان و آوازه خوانان. ( ناظم الاطباء ).
مطربان و مغنیان و آوازه خوانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فروغ شمع حسن ساقیان سیمبر جامها چون چشمه خورشید مالامال نور
💡 عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت وز دیده بسی خون دل ساده بریخت
💡 ساقیان چون دم از شراب زنند مطربان چنگ در رباب زنند
💡 ساقیان بزم کوثر را جگر از قحط آب زالتهاب همچو بر آتش کباب
💡 ساقیان گرم درآرند شراب گلگون که نسیمش ز دم خرم مجمر گیرند
💡 تو ختمِ ساقیانی در بزمِ خلدِ اُنس ما در میان حلقه مجلس نگینهای