ساغر برتارک شکس
لغت نامه دهخدا
ساغر برتارک شکستن. [ غ َ ب َ رَ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) ساغربر سر کشیدن. ساغر بر تارک کشیدن. شراب خوردن بیکبار چنانکه از آن چیزی نماند. یا بکمال شوق و رغبت خوردن:
مغزهشیاری است پامال خمار
ساغری بر تارک مستی شکن.ظهوری ( از آنندراج ).
جمله سازی با ساغر برتارک شکس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برتارک اختران نهم گام آید چو خجسته اختر ما
💡 نفس خاک تست هر گه نور بر تو تافتست سایه زیر پابود هر گه که برتارک خور است
💡 پس پرده ما بسی دخترست که برتارک بانوان افسرست
💡 همه جامه برتن نمودند چاک فشاندند برتارک خویش خاک
💡 ز تخمی که یزدان باختر بکشت ببایدش برتارک ما نبشت