ساغر به سر کشید

لغت نامه دهخدا

ساغر به سر کشیدن. [ غ َ ب ِ س َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ساغر بر سر کشیدن. ساغر بر تارک شکستن. ساغر بر تارک کشیدن. ( آنندراج ):
خرم کسی که ساغر وحدت بسر کشید
خود را از این جهان بجهان دگر کشید.محمد اسحاق شوکت ( از آنندراج ).

جمله سازی با ساغر به سر کشید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساغر به طاق ابروی وحشت کشیده ام بیگانگی ز خویش خبر می دهد مرا

💡 چه شکوه می کنی از گردش فلک صائب؟ کدام گردش ساغر به اختیار خودست؟

💡 ساغر به‌ بزم‌ عیش چو خسرو خورد صارم به رزم خصم چو نوذر زد

💡 واعظ به تکلف ندهی زحمت مستان از باده نخواهد لب ساغر به قسم زد

💡 دل شکسته خمستان یاد نرگس کیست که اشکم از مژه ساغر به چنگ می بارد

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
داروین یعنی چه؟
داروین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز