لغت نامه دهخدا
ساعت ظلی. [ ع َ ت ِ ظِل ْ لی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسبابی که بدان به کمک سایه وقت را اندازه توان گرفت. رجوع به ساعت آفتابی شود.
ساعت ظلی. [ ع َ ت ِ ظِل ْ لی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسبابی که بدان به کمک سایه وقت را اندازه توان گرفت. رجوع به ساعت آفتابی شود.
اسبابی که بدان بکمک سایه وقت را اندازه توان گرفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر گفتیم یک ساعت درین راه نیندیشیم چیزی جز که الله
💡 در ببارد از هوا هر ساعتی ابر بهار مشگ پالد بر زمین هر ساعتی باد شمال
💡 حالتی ظاهر شد آن ساعت مرا دوستی حاضر شد آن ساعت مرا
💡 محبت کرد چون دستار چشم پیر کنعان را در آن ساعت که تهمت چاک زد پیراهن یوسف
💡 دلم آشفته سروی که از جوش دلارایی به پایش می نهد سر سایه شمشاد هر ساعت