فرهنگ معین
(س ) (ق مر. ) (عا. ) نادیده، به روی خود نیاوردن.
(س ) (ق مر. ) (عا. ) نادیده، به روی خود نیاوردن.
نادیده روی خود نیاوردن: زیر سبیلی رد شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دارکوب سبز راهراه ظاهری شبیه به دارکوب سبز داشته اما جثهاش کمی بزرگتر است. پرهای پشتی پرنده سبز و در ناحیهٔ دمگاه زردرنگ میباشد و راهراههای سفید و قهوهای روی دم آن دیده میشود. پرندهٔ نر دارای تاجی قرمزرنگ است اما پرندهٔ ماده تاجی سیاهرنگ دارد. منقار پرنده بزرگ و کمرنگ است و سبیلی سیاه و سفید دارد.
💡 اما دادههای زمینشناسی میگوید که این فرهنگ در بازهٔ زمانی ۱۵۰۰۰ تا ۱۰۵۰۰ پیش از میلاد روی دادهاست بررسی بر روی دادههای زمینشناسی تکرار شد و نهایتاً به ۱۳۰۰۰ پیش از میلاد رسید. بعدها باستان شناسان به این نتیجه رسیدند که سبیلیان در دوره ای بودهاند که صنعتهایی به نام سیلسیلیان و سِبِکیان از مصر بالایی (علیا) حضور داشتهاند بنابراین تاریخ آنها به ۱۲۰۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد.
💡 چون جوی که از هر طرفش روی به دریاست بیگانهٔ کویت نبود هیچ سبیلی
💡 در همان دوره، دالی سبیلی منحصربهفرد با تاسی از نقاش اسپانیایی سده ۱۷ «دیهگو ولاسکز» گذاشت.