لغت نامه دهخدا
زیج نشستن. [ ن ِ ش َت َ ] ( مص مرکب ) در تداول، مدتی دراز انزوا گزیدن. روزهای بسیار در خانه منزوی بودن و به دیدار کسان و خویشان و آشنایان نشدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زیج نشستن. [ ن ِ ش َت َ ] ( مص مرکب ) در تداول، مدتی دراز انزوا گزیدن. روزهای بسیار در خانه منزوی بودن و به دیدار کسان و خویشان و آشنایان نشدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
در تداول مدتی در دراز انزوا گزیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دنیا هیچ دانی چیست مار را حاصل ای یاران نشستن یک نفس باهم، بر آوردن دمی باهم
💡 -دقت در فعالیتهای روزمره جهت پیشگیری و کاهش درد. بیمار باید از فعالیتهایی که منجر به تشدید درد میشود خودداری کند (مثلاً پرهیز از فعالیتهای جهشی، دو زانو و چهار زانو نشستن و بالا و پایین رفتن زیاد یا سریع از پلکان)
💡 (و نشستن در خانه و اعلام بى طرفى و بازداشتن مردم از جنگ، معنا و مفهومى ندارد.)
💡 6 - و نيز در روايت آمده كه امام صادق (ع ) فرمودرسول خدا(ص ) فرمودند: هر كس نماز صبح را بخواند و پيش از خم كردن زانوها وراحت نشستن ده بار بگويد: