زود غرس

لغت نامه دهخدا

زودغرس. [ غ َ رَ ] ( ص مرکب ) زودخشم. تندخشم. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
گرنه بدبختمی مرا که فکند
به یکی جاف جاف زودغرس
او مرا پیش شیر نپسندد
من نتاوم بر او نشسته مگس.رودکی ( یادداشت ایضاً ).

فرهنگ فارسی

زود خشم تند خشم

جمله سازی با زود غرس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس به فتح قلاع اطراف کرج پرداخت و به زودی در آن نواحی صاحب قدرت گردید؛ و در سال ۳۲۱ ه'.

💡 آخر به کویِ وصلت دریوزه چند آرم یا زود کن ثوابی یا باز ده جوابی

💡 نزاریا مده از دست جامِ مالامال جهان مخور که فلک زود پای مال دهد

💡 کره جنوبی پس از یک دوره روابط عادی و سرد بین اسرائیل و همسایگانش، بازگشایی سفارت اسرائیل را در سال ۱۹۹۲ تصویب کرد. دو کشور به زودی توافق‌نامه‌هایی برای تقویت همکاری در صنعت هواپیما و موسسه وایزمن امضاء کردند.

💡 سلطنت ایتروبیده بر مکزیک تنها ۸ ماه دوام آورد، علت آن اختلافات او با سایر رهبران انقلابی مکزیک بود که خیلی زود به سقوط او منجر شد. انقلابیون با انجام کودتایی او را از سلطنت خلع کرده و در سال ۱۸۲۴ میلادی به قتل رساندند.

💡 خود کرد به لطف اگرچه اول رامم زود از نظر افکند بت خودکامم

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز