لغت نامه دهخدا
زهارتنگ.[ زَ ت َ ] ( اِ مرکب ) تنگ پشت شتر. ( ناظم الاطباء ).
زهارتنگ.[ زَ ت َ ] ( اِ مرکب ) تنگ پشت شتر. ( ناظم الاطباء ).
تنگ پشت شتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گو بفرما عدد موی زهار زن خویش شیخ... اگر صوفی صاحب نظر است
💡 از خشکی زهار فرو شست جهان را این مطرب تردست چه آهنگ برآورد
💡 با اشاعهٔ محبوبیت بیکینیها، مقبولیت موهای زهار رو به نقصان نهاد.
💡 از فتح باب ابر چنان شد گل زمین کاندر خلاب غرق شود تا زهار پای
💡 این شیوه شامل حذف موهای زهار در طرفین، بالای ران، و زیر ناف است.
💡 نطفهٔ بدخواه تو نامده اندر رحم از فزع تیغ تو خون شود اندر زهار